ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره

ایلیا

کفش

اي كفشاي من كه يار و جفتيد شب خواب مي ديدم به من مي گفتيد   از ما ياد بگير رسم  رفاقت   رسم ياري و مهر و محبت   هر كجا كه تو قدم   ميذاري   چون ما با توايم غمي نداري   هرجا كه بري ما هم باهاتيم   پوششي واسه هر دو تا  پاتيم    دوست پاي تو هم چپ و هم راست   راحتي پا در گرو ماست
25 دی 1390

آموزش میوه ها

سيب وقتي يه سيب قلقلي پيرهن قرمز مي پوشه دوست داره گوشت و آب شو اين بخوره، اون بنوشه موز موز طلايي رو ببين مال كيه؟ مال منه واي اگه ميمون ببينه از دست من قاپ مي زنه پرتقال قشنگه پوست پرتقال به رنگ خورشيد مي مونه قطره به قطره چون طلاست آبي كه در قلب اونه  ليمو شیرین   ليمو چه شيرين و چه ترش خيلي مفيده هميشه از اين دو ميوه ي پر آب شربت خوب درست مي شه توت فرنگي اين چيه؟ توت فرنگيه ميوه ي تابستونيه به چه مفيد و خوشمزه ست! تو هم بخور ببين چيه!  ...
25 دی 1390

مسواک

شب که میشه وقت خواب           دندون و مسواک بکن با حوله تمیزت                           دست و روت پاک بکن صبح که می شه با شادی           بلند شو از رختخواب یک کمی لی لی بکن                 برو سر شیر آب دست و رویت را بشوی               دوباره مسواک بزن دندونا...
25 دی 1390

شعر و لالایی

لا لایی ماه مهتابه         لا لایی مونس خوابه       لا لایی قصه ی گلهاست    پراز آفتاب  پر از آبه         لا لایی رسم و ایینه       لا لایی شعر شیرینه      روون و صافه و ساده         زلاله مثل آیینه              لا لایی گرمی خونه       لالایی قوت جونه       لا لایی می گه یک شب هم    ...
23 دی 1390

آموزنده

برعكس سال اول كه توصيه مي شد تغذيه با شير مادر مقدم بر غذاي كمكي باشد در سال دوم با توجه به اهميت بيشتر غذاهاي جامد، توصيه مي شود كه حتي المقدور شير مادر بعد از غذا داده شود. دفعات تغذيه كودك (به غير از شير مادر) هنوز 5 تا 6 بار در روز است. بين يك تا 5/1 سالگي زمان انتقال تغذيه كودك از غذاهاي كمكي به غذاهاي سفره خانواده است. توصيه مي شود تا 18 ماهگي بسته به تحمل كودك و به تدريج، غذاهاي سال اول زندگي به سفره خانواده تبديل شود. لذا هفته اي 2 تا 3 بار از همان غذاهاي كم حجم، مقوي و پر انرژي سال اول زندگي مانند سوپ گوشت و سبزيجات مخلوط با كمي آرد و شير و شكر و يا كته نرم كه با آب گوشت پخته شده است براي او تهيه شود. نياز به كلسيم و پروتئ...
23 دی 1390

ایلیا

این روزها خیلی خسته تر از قبل میشم.ایلیا کم می خوابه و دیگه شروع کرده به لجبازی واینکه حرف حرف خودش باشه.شب ها هم که 5 یا 6 بار بیدار میشه.امشب ساعت ده خوابید و من که هم تعجب کرده بودم و هم خوشحال بودم اومدم پای کامپیوتر اما ایلیا بعد از نیم ساعت بیدار شد و هر چه تلاش کردم نخوابید.حالا هم داره با، بابا حسین بازی می کنه.باباش یکی از کفش های ایلیا که واسش بزرگه رو پای ایلیا کرده.ایلیا نمی تونه راه بره و اونم می خنده.این کفش همون کفشی هست که دایی محمد از بندر خریده بود ولی الان دیگه او بین ما نیست.
21 دی 1390

شعر ولالایی

لا لا لا لا گلم بودی        انیس و مونسم بودی        برو لولوی صحرایی      از این بچه چه می خواهی؟ لالا لا لا گل نسرین       بیرون رفتم درو بستین       منو بردین به هندستون    شوهر دادین به کردستون بیارین تشت وآفتابه       بشورین روی شهزاده      که شهزاده خدا داده       همون اسمش خداداده لا لا لا لا گل چایی      لو لو از من چه می خواهی   که این بچه پد...
10 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ایلیا می باشد